- تاریخ: 1401/10/29 ساعت: 17:42
هنوز هم دلم پیشش است. هنوز هم اسمش که میآید، چیزی در دلم به هم میریزد. هنوز هم چشمم دنبالش است. میدانی؟ مثل یک زندانی گرسنهای را میماند که غذا را بیرون از زندان، جلو چشمش گذاشتهاند. من هم همینطورم. همیشه دوست داشتهام پزشک بشوم. نشد.بهم میگویند بخوانم و دوباره کنکور شرکت کنم. اما پیر شدهام. نه حوصلهی...